تنهاتر ( جمشید)  چاپ

تاریخ : پنج‌شنبه 7 مهر 1390 در ساعت 21:55

تا ته قصه چه پیدا و چــه پنـهـــــــون با توام

 

زیــر آوار مصـیـــبـــــت یا کـه بـــارون با توام 


دل به دریـــــــا زدم و کاری به دنیــــــا ندارم 


تـو سـکـوت سـنـگـیـه دنـیا غزل خون با توام 


هر چی تنهاتر بشی دنیا تو رو کمتر میخـواد 


خـودت اونـوقـت میبینی چقدر فراوون با توام 


سـخـت گـرفـتـه همه دنیا که تو رو رها کنم 


تـو هجوم سختی ها ببین چه آسون با توام 


تـو زمـسـتـون سـیـاه و سـیـنـه سـوز روزگار 


سـخـتــه واقـعـا مثل جنگل تو بهارون با توام  


غــرق مـوج عـشـقتم هرجا بری باهات میام 


تـو سـکــوت بـرکه و خـروش کــــارون با توام


 

تا ته قصه چه پیدا و چــه پنـهـــــــون با توام

 

زیــر آوار مصـیـــبـــــت یا کـه بـــارون با توام 


دل به دریـــــــا زدم و کاری به دنیــــــا ندارم 


تـو سـکـوت سـنـگـیـه دنـیا غزل خون با توام 


هر چی تنهاتر بشی دنیا تو رو کمتر میخـواد 


خـودت اونـوقـت میبینی چقدر فراوون با توام 


سـخـت گـرفـتـه همه دنیا که تو رو رها کنم 


تـو هجوم سختی ها ببین چه آسون با توام 


تـو زمـسـتـون سـیـاه و سـیـنـه سـوز روزگار 


سـخـتــه واقـعـا مثل جنگل تو بهارون با توام  


غــرق مـوج عـشـقتم هرجا بری باهات میام 


تـو سـکــوت بـرکه و خـروش کــــارون با توام


 
نظرات (34)
سلااااااااااام. خوبی؟ کم پیدایی آقا سهند منتطرم
دوست خوبم:
سلام ...

ممنون امیدوارم که شما خوب باشی

میام پیشت حتما ...

مرسی از دعوتت ممنون که اومدی جزیره - بهترین باشی
سلام
خوب هستید ممنون که سر زدید بازم بیاید اپم
نظر یادتون نره هاااا...
منتظرم
دوست خوبم:
سلام ...

یادم نمیاد کی سر زدم ولی میام پیشت ...

مرسی که اومدی جزیره - بهترین باشی
دلت را بتکان، غصه هایت که ریخت، تو هم همه را فراموش کن.......

دلت را بتکان،اشتباهایت تالاپی می افتد زمین...........
سلام با خانه تکانی دلت مبارک به روزم
نظر یادت نره دوست من
دوست خوبم:
سلام ...

ممنون از دعوتت حتما میام پیشت ...

مرسی که اومدی جزیره - همیشه باش
afariiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiim :-D
دوست خوبم:
سلام ...

ساغووووووووووووووووووووووووووووووووول

مرسی که اومدی جزیره - وقتی که تنهاترین زیبایی فقط برای خودت نیستی ...
میلاد با سعادت هشتمین ستاره را به خودتو و خانوادتو و همه ی بچه های بارونی تبریک میگم
دوست خوبم:
مرسی که اومدی جزیره و ممنون بابت تبریکت به قول فینگیلیش می تو .
مرسی از اینکه نظرامو تایید نکردی
آخه آدم شعرای سهرابو تایید نمیکنه به جاش دردی وری تایید میکنه؟
دستت درست والا تو دیگه کی هستی
در هر صورت
عیدت مبارک
امیدوارم شاد باشی
از امام رضا بهترین ها رو برات خواستارم
دوست خوبم:
ممنون ... همه نظرات رو تایید میکنم ولی یه دسته میان اینجا یه دسته

میرن اونجا اونایی که میان اینجا میتونی ببینی و بخونی اونایی هم که میرن

اونجا نمیتونی ببینی و بخونی پس نتیجه میگیریم که از اون نظرا بزاری از

اینجا میرن اونجا و اونجا میمونن ولی از این نظرا بدی میان اینجا و میتونی

ببینی و بخونی ....


کلا اینجا با اونجا فرقی نداره هر جور راحتی بنویس

مرسی که میای جزیره - بهترین باشی
هر چند حال و روز زمین و زمان بد است
یک تکه از بهشت در آغوش مشهد است
حتی اگر به آخر خط هم رسیده ای
آنجا برای عشق شروعی مجدد است
میلاد امام رضا مبارک
دوست خوبم:
سلام ... مرسی وانیا جون منم تبریک میگم این میلاد باسعادت به خودت و

به همه ی اهالیه خلوتگاه یادگاری ....

مرسی که اومدی جزیره - وقتی سکوت تنها نشان من شد تو فریاد من باش .
هنوز دست هایم
در دست های او بود
که باران بارید
او رفت چتر بیاورد
و من هنوز که هنوز است
اینجا
منتظرم
که یا باران بند بیاید
یا او با چتر
یا او بی چتر
فقط برگردد...
دوست خوبم:
در انتهای مسیر منتظر نشسته است

بهتر است مثل کودکی هایمان

همچنان دوست داشتنی و پاک باقی بمانیم ....


مرسی که اومدی جزیره - وقتی تو تنها ستاره ای هستی که

تو آسمان شب میدرخشی دیگه بهونه ای برای اشکام ندارم . . .
....
یک...
دو....
سه....
چندین و چند
...هر چقدر می شمارم خوابم نمی برد
من این ستاره های خیالی را
که از سقف اتاقم
تا بینهایت خاطرات تو جاری است
....
یادش بخیر
وقتی بودی
نیازی به شمردن ستاره ها نبود
اصلا یادم نیست
ستاره ای بود یا نبود
هر چه بود شیرین بود
حتی بی خوابی بدون شمردن ستاره ها.
دوست خوبم:
عاشقانه مینویسی ... مرسی اینجا رو برای خودت انتخاب کردی خوشحالم .
با بودن تو حال من اصلا خراب نیست
می خواهمت و بهتر از این انتخاب نیست

احساس می کنم که خدا قول داده است
دیگر در این جهان خبری از عذاب نیست

دیگر میان خاطره هامان ، از این به بعد
چیزی به اسم دلهره و اضطراب نیست

باور کن این خدا که خودش عاشقت کند
حتماً زیاد خشک و مقدس مآب نیست

پاشو بیا کمی بغلم کن ، ببوس، تا
باور کنم حضور تو ایندفعه خواب نیست

من را ببوس تا همه ی شهر پر شود
این اتفاق هر چه که باشد سراب نیست

دنیا سر جدایی ما شرط بسته است
اما دعای شوم کسی مستجاب نیست...

دوست خوبم:
دلم دارد هوای دیدنِ تو

به گوشم می رسد خندیدنِ تو

به نازت می بری جانم به یغما

بنازم نازنین، نازیدنِ تو

مرسی که اومدی اینجا و نوشتی ... بهترین باشی
آفتاب را دوست دارم به خاطر پیراهنت روی طناب رخت
باران را اگر می بارد برچتر آبی تو
و
چون تو نماز خوانده ای،
خداپرست شده ام .

نوشته
دوست خوبم:
مرسی که اومدی و انیجا نوشتی ... زیبا بود
می کنم

تا ببینی جدی شدم.

چرا اینگونه سراغم می آیی؟

من به تمنای گریه ات نیست،

که تا سال ها،

تا قرن ها،

تا پایان تلخی،

زیر این خاک سرد،

قصد خفتن کرده ام.

معرفتی مانده اگر

یا سر سوزن قلقلکی از بهار گذشته،

برای من،

لبخند بزن ،لبخند
رد شد شبیه‌ رهگذری‌ باد، از درخت‌

آرام‌ سیبِ کوچکی‌ افتاد از درخت‌

افتاد پیشِ پای‌ تو، با اشتیاق‌ گفت:

ای‌ روستای‌ شعر تو آباد از درخت،

امسال‌ عشق‌ سهم‌ مرا داد از بهار

آیا بهار سهم‌ ترا داد، از درخت؟

امشب‌ دلم‌ شبیه‌ همان‌ سیب‌ تازه‌ است‌

سیبی‌ که‌ چید حضرت‌ فرهاد از درخت‌

کی‌ می‌شود که‌ سیب‌ غریبِ نگاه‌ من‌

با دستِ گرم‌ تو شود آزاد از درخت‌

چشمان‌ مهربان‌ تو پرباد از بهار

همواره‌ رهگذار تو پرباد از درخت‌

امروز آمدی‌ که‌ خداحافظی‌ کنی‌

آرام‌ سیب‌ کوچکی‌ افتاد از درخت!

دوست خوبم:
وقتی کوچکی دستانی هستند که اشکهایت را پاک کنند

وقتی بزرگ می شوی باید دستی باشی که اشکی را پاک کنی و خنده ای

بر لبی بنشانی ...

و این چه زیباست ...
چه قدر فاصله اینجاست بین آدمها

چه قدر عاطفه تنهاست بین آدمها

کسی به حال شقایق دلش نمی سوزد

و او هنوز شکوفاست بین آدمها

کسی به نیت دل ها دعا نمی خواند

غروب زمزمه پیداست بین آدمها

چه می شود همه از جنس آسمان باشیم

طلوع عشق چه زیباست بین آدمها

تمام پنجره ها بی قرار بارانند

چه قدر خشکی و صحراست بین آدمها

به خاطر تو سرودم چرا که تنها تو

دلت به وسعت دریاست بین آدمها
دوست خوبم:
روزهای بدی در زندگی آدم می رسد

که هیچ کسی حتی نمی پرسد:

" خوبی ؟ "

برای چنین روزهای بدی

نیاز به یگانه مهربانِ دلسوزی داری

به شرطی که در روزهای خوب فراموشش نکرده باشی

و نامش چه زیباست ...

خدا ...
گاهی نفس به تیزی شمشیر می شود

از هرچه زندگیست دلت سیر می شود

گویی به خواب بود جوانیمان گذشت

گاهی چه زود فرصتمان دیر می شود

کاری ندارم آنکه کجایی چه می کنی

بی عشق سر مکن که دلت پیر می شود

دوست خوبم:
در ساحل امن عقل بودم که جنون

یکدفعه مرا به داخل آب انداخت

فریاد زدم کمک! که یک مرتبه عشق

چون ماهی کوچکم به قلاب انداخت

عقلم نرسید و زود نفرین کردم

بر آنکه در آب و آنکه قلاب انداخت ...


مرسی که اینجا مینویسی - شرمنده کردی ایشالله عروسیت جبران کنیم
رفت و هنوز

یک نفر نیست بپرسد از من

که تو از پنجره ی عشق چه ها می خواهی؟

صبح تا نیمه ی شب منتظری

همه جا می نگری

گاه با ماه سخن می گویی

گاه با رهگذران،خبر گمشده ای می جویی

راستی گمشده ات کیست؟

کجاست؟

صدفی در دریا است؟

نوری از روزنه فرداهاست

یا خدایی است که از روز ازل ناپیداست...؟

دوست خوبم:
و همه فراموش خواهند کرد

که من در تمام عمرم

تنها دوبار شاعر شدم

یک بار با دیدن تو

بار دیگر با ندیدن ات ...


ممنون که اومدی جزیره و مرسی بابت اینکه نوشتی لذت بردم ...
بگذار سر به سینه ی من تا که بشنوی

آهنگ اشتیاق دلی درد مند را

شاید که بیش از این نپسندی به کار عشق

آزار این رمیده ی سر در کمند را

بگذار سر به سینه ی من تا بگویمت

اندوه چیست، عشق کدامست، غم کجاست

بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان


عمریست در هوای تو از آشیان جداست

دلتنگم، آنچنان که اگر بینمت به کام


خواهم که جاودانه بنالم به دامنت

شاید که جاودانه بمانی کنار من


ای نازنین که هیچ وفا نیست با منت

تو آسمان آبی آرامو روشنی


من چون کبوتری که پرم در هوای تو

یک شب ستاره های تو را دانه چین کنم


با اشک شرم خویش بریزم به پای تو

بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح


بگذار تا بنوشمت ای چشمه ی شراب

بیمار خنده های توام ، بیشتر بخند


خورشید آرزوی منی ، گرم تر بتاب


از دست های گرم تو

کودکان توامان آغوش خویش

سخن ها می توانم گفت

غم نان اگر بگذارد.

* * *

نغمه درنغمه درافکنده

ای مسیح مادر، ای خورشید!

از مهربانی بی دریغ جان ات

با چنگ تمامی نا پذیر تو سرودها می توانم کرد

غم نان اگر بگذارد.

* * *

رنگ ها در رنگ ها دویده،

از رنگین کمان بهاری تو

که سراپرده در این باغ خزان رسیده برافراشته است

نقش ها می توانم زد

غم نان اگر بگذارد.

* * *

چشمه ساری در دل و

آبشاری در کف،

آفتابی در نگاه و

فرشته ای در پیراهن،

از انسان که توئی

قصه ها می توانم کرد

غم نان اگر بگذارد.

دوست خوبم:
کاش این آدم گستاخ ، اینقدر نسبت به پروردگارش بی حیا نبود ...

مرسی که میای و اینجا مینویسی - یدونه باشی
نه در رفتن حرکت بود

نه در ماندن سکونی.



شاخه ها را از ریشه جدایی نبود

و باد سخن چین

با برگ ها رازی چنان نگفت

که بشاید.



دوشیزه عشق من مادری بیگانه است

و ستاره پرشتاب

در گذرگاهی مأیوس

بر مداری جاودانه می گردد
همه

لرزش دست و دلم

از آن بود

که عشق

پناهی گردد

پروازی نه

گریزگاهی گردد.

آی عشق آی عشق

چهره ی آبیت پیدا نیست.



وخنکای مرهمی

بر شعله ی زخمی

نه شور شعله

بر سرمای درون.

آی عشق آی عشق

چهره ی سرخت پیدا نیست.



غبار تیره ی تسکینی

بر حضور وهن

و دنج رهایی

بر گریز حضور

سیاهی

بر آرامش آبی

و سبزه ی برگچه

بر ارغوان

آی عشق آی عشق

رنگ آشنایت

پیدا نیست.



باز باران

بی ترانه

گریه های بی بهانه

می خورد بر سقف قلبم

باورت شاید نباشد

خسته است این قلب تنگم ...




دوست خوبم:
ما در زندگی مرتبا با درسهای تازه ای روبرو می شویم ،

و تا زمانی که درسی را یاد نگیریم مجبور به گذراندن دوباره آن هستیم ...


مرسی که میای جزیره و مینویسی - یدونه باشی
همپای لحظه های دلتنگی ام کجایی در این روزهای بی قراری ام..آسمانت را مگیر از من که بعد از تو

زیستن یک لحظه هم بیجاست ..

دوست خوبم:
در خود می نگرم تا ببینم که خطا کجاست

بعد از کمی تامل و قدری سکوت پی میبرم

آنجا که خالی از خداست ، خطاست

به یاد می آورم، آنجا که از یاد او غافل شده ایم، به بیراهه رفته ایم ...


مرسی که اومدی جزیره و اینجا نوشتی .
تو را آرزو نخواهم کرد، هیچ وقت!
تو را لحظه ای خواهم پذیرفت
که خودت بیایی،
با دل خود، نه با آرزوی من....

دوست خوبم:
زمین در انتظار تولد یک برگ

من در حال شمارش معکوس

صفر همیشه پایان نیست

گاه آغاز پرواز است
این روزها تمام لحظه هایم در انتظار می سوزد، نمی دانم ، نمیدانم چرا ذره ای خوشحالی در چشمانم نمایان نیست... چرا حسرت آغوشت همیشه با من است و چرا زمان اینقدر ناملایم می گذرد....

چقدر دلت آرام و مطمئن است و من چقدر بی قرار و پریشانم.... راستی این قصه از کجا می آید که اینگونه بوی غربت می دهد....بوی عطر عشقت چرا اینقدر تند و بی پروا به مشامم می رسد و چرا دستانت نصیب دل تنهای من نمی شود...

چرا التماس چشمانم را نمی بینی ...تو کجای این راه قدم می زنی که من را نمیبینی.....

من هم در میان همان جاده نشسته ام ، همان جاده ای که خزانش ذره ذره ی دلم را با خود برده است...

هوای این روزها آنقدر سنگین است که حتی خیالش راهم نخواهی کرد.....

دوست خوبم:
یه ضرب المثل ترکی هست میگه " احساساتا قمیش گویماداا"

چه لزومی دارد برای جزئیات زندگی گریه کنیم وقتی کل زندگی گریه داره ...
کنار پرده آرام روزگار ، به تماشای کوچه خیال تو می نشینم....باران تندی می بارد...گل های بی رنگ دلم تازه می شود وقتی تو ازآن سوی کوچه بی قرار و پر هیاهو به سمت پنجره اتاق من می دوی... من فریاد می زنم که دوستت دارم....تو نگاهم می کنی و التماس چشمانت مرا از هوش می برد.....چشمانم را باز می کنم... دلت آرام می گیرد... شمع ها را یکی یکی روشن می کنی....در دلم لبخند نا محدود تورا می پرستم....لبان همیشه گرمت به روی صورتم موجی از احساس زندگی به من می بخشد و ناگهان چیزی مبهم با من می آمیزد که دلم می خواهد همیشه تسلیم آن باشم....
دوست خوبم:
حسن باران این است

که زمینی ست، ولی

آسمانی شده است

و به امداد زمین می آید...
من در این شب بارانی آنقدر تنهایم که قلبم معنای بودن را از یاد برده است...آنقدر تنها که حتی ویرانه های باغ تخیلم هم مرا از یاد برده است....من زیر همین باران می نشینم تا تو بیایی و در گوشم تنها این جمله را زمزمه کنی :"دیگر تمام شد".

دوست خوبم:
صدای باران زیباترین ترانه خداست که طنینش زندگی را برای ما تکرار

می کند

نکند فقط به گل آلودگی کفشهایمان بیندیشیم !!!


مرسی که اینجا مینویسی . خیلی گلی
این منم وهم سبز رنگی از یک بهار ..... همان کودکی که بادبادک رنگینش را زیر یک باران تند به دست گرفته ودر انتظار یک رنگین کمان ساعتها زیر رگبار ناآرام نشسته است....این منم همان بهاری که در بستر یک مستی ، در عصمت یک عشق به عبادت خدا نشسته است... نگاه کن چگونه این پنجره ها تنگ تر و گذرگاه ها بی مجنون تر شده اند...

باور کن من به ابر رحمت ایمان دارم، تو لبخندت را از من مگیر....

دوست خوبم:
باران یعنی :

نقطه چین .......... تا خدا
مرداب وقتی تو رو داره دلش آرومه
بارون وقتی تورو داره میباره

سنگ وقتی تورو داره نمیشکنه
دریا وقتی تورو داره آرومه

دل من وقتی تورو داره تنها نیست
قلبم وقتی تورو داره قفله

چشمات داره میگه اینجا بارونیه
اما دلت تکذیب میکنه و میگه نه مثل همیشه پاییزیه
دوست خوبم:
Namana !!!
خوب مینویسی ...

ممنون که میای جزیره ... از بودن تو بود که تنهایی تنهاتر شد ...
سلام آقا سهند لینک شدید با اسم جزیره ی بارونی...امیدوارم هیچوقت آسمون دلت ابری و بارونی نباشه:)
دوست خوبم:
سلام عزیز دل وانیا جون ...

ممنون از لطفت ...

برات بهترین ها رو ارزو میکنم - وقتی میخوای بهترین باشی فقط به خودت فکر کن !
سلام دوست عزیز با افتخار لینک شدی
منم با اسم وبم بلینک
دوست خوبم:
سلام ...

خیلی ممنون لطف کردی دوست من ...

ستاره های آسمون فدای اون مهربونیات
گرچه دوباره مارو خبر نکردی واس آپت
اما مثل همیشه زیبا و جذاب بود
تشکر
بهترین بودی - هستی و خواهی بود
دوست خوبم:
صاحب خونه رو هم دعوت نمیکنن که اینجا برا خودته عزیز ...

تو هر موقع خواستی بیا ...

مرسی بابت نظر لطفت و ممنون که اومدی جزیره - تو همانی که نشان عشق را داری فقط مواظبش باش .
مرسی سهند جان..منظورم همون آهنگ (بارون میاد) که تو قسمت نظرات میخونه بود..شعری که نوشتی از جمشید رو قبلا شنیدم.. بازم بیایا...یادت نره.
دوست خوبم:
به هر حال قابلی نداشت وبلاگ برا خودته عزیز ...



مرسی که میای جزیره - عشق را برای لحظه ی آخر نگه دار چرا که تنها چیزی هست که از همه چیز بی نیازت میکند . . .
باران که بزند
تازه آسمان میشود عین این دل من
بیستاره و مهآلود
آنوقت این دل بیهمراه
میخواهد که بخواند
نمناک، چون نوای باران
میخواهد که آواز در آواز باران بیفکند
چندان که آسمان هم
نداند این نوا از کدامین برآمده
بهگاه رعد اما
سکوت میکند این دل
که شهرآشوب نمیداند
دوست خوبم:
باران که بیاید تو میایی

و همان لحظه ی دیدار تو بود

بعد ان خیلی وقت ها

که تو را سکوت خود میدانم

دل من هوای باریدن دارد

به نگاه تو از ان روزها عادت دارد

خسته نیست اما...

به دعای زیر لب نام تو ترا دارد

و همین بودن تو زیباست

و همین نام تو را گفتن ...


مرسی که اومدی جزیره - برای بودن خودت بهترین بهانه ای همیشه باش .
سلام..مرسی اومدی وبم..وای چه آهنگ قشنگی گذاشتی.خوانندش کیه؟ نشنیده بودم..حتی اون صدای بارونم خییییلی خوبه و به آدم آرامش میده..راستی با چه اسمی لینکت کنم؟ اکه دوست داری منو با اسم یادگاری لینک کن
دوست خوبم:
سلام ...

اومدیم وبت لذت بردیم واقعا خیلی کارت درسته ...

این اهنگ اسمش تنهاتر با صدای جمشید هست اگه خواستی برای دانلود پایین گذاشتم میتونی بگیریش ...

صدای بارون... و اونی هم که تو قسمت نظرات میخونه بارون میاد با صدای پویا بیاتیه ...

خیلی لطف کردی اومدی ...تو دفترچه خاطراتت بنویس یکی بود که بهم میگفت بهترینم ...
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد

جزیره بارونیجزیره بارونی

folder98 facebook
ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار فیس بوک برای وبلاگ