X
تبلیغات
رایتل

یواش یواش ! (صدای بارون)  چاپ

تاریخ : شنبه 23 اردیبهشت 1391 در ساعت 23:51

شب کـه مـیـشـد یـواشـی تـو رو مـن مـیـدیـدم


گـل بـوسـه هـای عـشـقـو از لـبـات میچیدم


چه لـحـظـه هـایــی زیــر سـقـف ایـوون


لــالـــایـــی مـیـخــوند صـدای بارون


یواش یواش تو قلبم خونه کردی


یواش یواش منو دیونه کردی


شـــب کـه مـیـشـد مــنــو تـو مـنـتـظـر مــیــمــونـدیـم


شـعـرای عـاشـقــونــه واسـه هـم مـیـخــونــدیــم


چـه بـا صـفـــــا بـود آســـمــــون چـشـمـــات


تـنـهـا آرزوم بــــود گــرمــــی نـفـسـهــات


یـواش یـواش تـو قـلـبـم خونه کــردی


یـواش یــواش مـنـو دیـونـه کــردی


وقتی کــه دنیــا تو خواب ناز بود


وقــت قـــرار و راز و نـیــاز بـــــود


یه آشنـا بـود آسـمـون چشمات


تنها آرزوم بود گـرمی نفسهــات


یواش یواش تو قلبم خونه کردی


یواش یـواش منو دیـونـه کــردی

 


شب کـه مـیـشـد یـواشـی تـو رو مـن مـیـدیـدم


گـل بـوسـه هـای عـشـقـو از لـبـات میچیدم


چه لـحـظـه هـایــی زیــر سـقـف ایـوون


لــالـــایـــی مـیـخــوند صـدای بارون


یواش یواش تو قلبم خونه کردی


یواش یواش منو دیونه کردی


شـــب کـه مـیـشـد مــنــو تـو مـنـتـظـر مــیــمــونـدیـم


شـعـرای عـاشـقــونــه واسـه هـم مـیـخــونــدیــم


چـه بـا صـفـــــا بـود آســـمــــون چـشـمـــات


تـنـهـا آرزوم بــــود گــرمــــی نـفـسـهــات


یـواش یـواش تـو قـلـبـم خونه کــردی


یـواش یــواش مـنـو دیـونـه کــردی


وقتی کــه دنیــا تو خواب ناز بود


وقــت قـــرار و راز و نـیــاز بـــــود


یه آشنـا بـود آسـمـون چشمات


تنها آرزوم بود گـرمی نفسهــات


یواش یواش تو قلبم خونه کردی


یواش یـواش منو دیـونـه کــردی

 


نظرات (9)
سلام ....

یاد بچگی ام افتادم این ترانه منو برد به خاطرات خوب روزهای شاد کودکی ام ....

من حس می کنم دنیا هم با بزرگ شدن ما غمگین شده اینو حتی میشه تو ترانه هم فهمید

قدیما حتی ترانه های غمگین هم آخرش امید بود و روزنه نوری ...

( بهشون بگید که اینجا یه نفر همیشه مسته ... یه نفر همیشه تنها سر این کوچه نشسته ..... )

اما امروز ترانه های شاد هم تلخ و غمگین هستند وقتی همه اش از دروغ و دوری و خیانت گفته و خونده می شه

( .... این ترانه های سطح پایین امروزی را خیلی نمی شنوم ... نتونستم یه مثال بیارم از واژه های مثل برو با یکی دیگه ... یا خیلی چیزای دیگه که تو ترانه های امروز ما زیاد شنیده میشه )
دوست خوبم:
سلام ..

روزای شاد کودکی ... زندگی به همان اندازه ای که میخواهیم زیباست ...حتی برای یک لحظه !
میشه همیشه شاد بود ... میشه همیشه حتی زندگی کرد !

مرسی که اومدی و نوشتی - همیشه باش
عشق من!
در روزی که حرارت نگاه
در چشمانمان موج میزد
ودریای عشق
متلاطم از نوای ضربان قلب بود
وتکاپوی عشق
در رازی بود که در سینه می جوشید
از چشمه سار محبت
از سرچشمه ی مهر
از دو قلب که برای هم می تپید
فدای مهربونیات موفق باشی
دوست خوبم:
سلام ...

خسته که میشویم تنهایی هایمان فریاد میزنند
به صدای فریاد همان تنهایی از خواب می پریم
بیدار که می شویم تازه می فهمیم که فقط خواب بوده !
رویاهات به زیبایی وجودت ...

مرسی که میای جزیره و مینویسی - همیشه باش
درود
و از بچگی با این ترانه خاطره های زیادی دارم و بسیار دوستش دارم
سپاس از حضورتون
بمونین
بهاربارونی
دوست خوبم:
سلام ...

خوشحالیم که تونستیم خاطرات قشنگتو برات ترانه کنیم ...

مرسی که اومدی جزیره - با ما باش اگرچه برای لحظه ای !
نباید شیشه رابا سنگ بازی داد
نباید مست را در حال مستی دست قاضی داد
نباید بی تفاوت چتر ماتم را
به دست خیس باران داد . .

کبوترها که جز پرواز آزادی نمی خواهند
نباید در حصار میله ها
با دانه ی گندم
به او تعلیم ماندن داد... . .
دوست خوبم:
سلام ...

دلتنگ رویاهایمان بودیم که حسرت دیروز را داریم ...
یاد داری روزی که همه دلخوشیمان روزی بود که بزرگ می شویم !
پشیمانم دلم تنگ است و بیزارم از این دنیای هر روزم...
مرا برگردانید به روزای حسرت دار دیروزم...
مرا در حسرت فردای تنهایم...
مرا در حسرت روزای دلتنگ گذارید و برگردید...
نمیخواهم از این دنیا نیمخواهم صدای آشنای نامردی ...
قدم های بلند دوری و دلتنگی ...
مرا از تو نه حاجت نیست ...
خدایا از تو میخواهم ...
مر ا لطفا به روزای پر از حسرت تو برگردان ...
آری نباید شیشه را با سنگ بازی داد ...
مرا برگردان خواهشا...
به روزی که دلم تنگ تو میشد بس !

مرسی که میای جزیره و مینویسی - وقتی سکوتم را برای تو هدیه میکردم نگاه تلخ فریادم به بغض خود نرم گفت " بی تو من هم نیستم ... با من بمان "



╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬

آپــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم بدو بیاااا
دوست خوبم:
سلام ...

ممنون بابت دعوتت
حتما میام پیشت ... با مرام

مرسی که اومدی جزیره - همیشه باش
ممنون از شما.
دوست خوبم:
سلام ....
و ممنون که این لطف رو کردی که اجازه دادی من اول برای ورودت به جزیره سلام کنم ...
خواهش می شود ... بازم میایم پیشت ... تنهایی بهت نمیاد ...

مرسی که اومدی - همیشه منتظر نگاهت هستیم
میترسم،

از روزی که نباشی.

از روزی که تو،

تنها کسی که برایم مانده

بروی.

میترسم،

از اینکه نباشی!

دیگرسرم را روی پای کی بگذارم؟!

تا با نوازش هایش

غم هایم را پاک کند.

وقتی به نبودن هایت فکر میکنم،

اشک هایم سر میخورند.

بی هوا میایند.

چه میخواهند از من؟

میدانند بی تو

من هم نیستم!

میدانند نباشی، هیچ بر من تسلط میابد!

میدانند،

و باز میایند!

بودنت به اندازه هزار نخ سیگار،

هزار از، بسته مسکن های رنگارنگ

آرامش دارد!

ولی متاسفم،

هیچ وقت آنی نبودم که تو میخواستی،

بارها ازمن رنجیدی،

گریستی!

ولی

با این حال

به اندازه تموم روزهایی که

زندگی کرده ام

و

نکرده ام

دوستت دارم

مادرم!
دوست خوبم:
سلام ...

چقدر خوب بود ... کاشکی میشد بهت بگم چقدر صداتو دوست دارم ...

مرسی که میای و جزیره مینویسی - مهربون باش نه برای من برای خودت ...وقتی که همه دنیا یدونه مثله تو داره باید باشی !
دوست خوبم:
سلام ...

حرکت جالبی انجام دادی ..مهمتر این که اومدی جزیره

مرسی که بودی - همیشه باش
خاطره بود و زنده شد
ممنون
دوست خوبم:
سلام ...

خاطراتت پایدار ...

مرسی که اومدی جزیره - همیشه باش
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد

جزیره بارونیجزیره بارونی

folder98 facebook
ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار فیس بوک برای وبلاگ