X
تبلیغات
رایتل

دریا (بابک جهانبخش)  چاپ

تاریخ : شنبه 10 تیر 1391 در ساعت 22:23

سردی ولی کنار تو با شعله ها هم نفسم
شبی کویری ام ولی با تو به بارون می رسم

تلخی ولی با بودنت دیوونه میشم دم به دم
شیرینی زندگی رو نفس نفس حس می کنم

ساکتی اما تو چشات غوغای نور و شبنمه
می ترسم از رسیدن آینده ای که مبهمه

با تو یه دنیا شادی ام اگرچه دور و بی کسم
از خشکی نگاه تو به مرز دریا می رسم

دریا خود خود تویی که غرق توفان توام
شب غرق زیبایی میشه وقتی نگاهت می کنم



نظرات (3)
سلام ...

عالی بود مرسی ...

خوشحالی وقتی تنهایی و تنهایی وقتی غمگینی ...!

دوست خوبم:
فدات
باز باران٬ با ترانه *
می خورد بر بام خانه *
... خانه ام کو؟
خانه ات کو؟
آن دل دیوانه ات کو؟
روزهای کودکی کو؟*
فصل خوب سادگی کو؟*
یادت آید روز باران
گردش یک روز دیرین؟*
پس چه شد دیگر٬ کجا رفت؟*
خاطرات خوب و رنگین
در پس آن کوی بن بست
در دل تو٬ آرزو هست؟*
کودک خوشحال دیروز*
غرق در غمهای امروز
یاد باران رفته از یاد
آرزوها رفته بر باد*
باز باران٬ باز باران*
میخورد بر بام خانه
بی ترانه ٬ بی بهانه*
شایدم٬ گم کرده خانه*
بعضی ها نامردند، یک نقطه اند روی زمین و فقط بلدند داد بزنند، بعضی ها هم اندازه آسمان بزرگ اند، یا حداقل اندازه آسمان غصه دارند و بخاطص همین است که باران بند نمی آید.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد

جزیره بارونیجزیره بارونی

folder98 facebook
ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار فیس بوک برای وبلاگ